فیلم سکسی نسترن. فیلم سکس گروهی گاییدن سوراخ کون تنگ و خوشگل نسترن خانوم

دو خواهر

فیلم سکسی نسترن

تو طول روز هم هرکی زودتر میرفت تو اتاق خواب درو می بست تا کارش تموم بشه و بیاد بیرون و تا 2تای بعدی کارشونو انجام میدن اونا می رفتن حموم. به ترتیب مهرداد کنار دیوار ، نسترن ، کنارش نرگس و آخر هم من. البته نسترن اپن بود که اینم شاهکار خود مهرداد بود. واسه همین یکم دست نگه داشتم و دوباره مشغول شدم بعد 7-8 دقیقه یواش یواش احساس کردم داره آبم میاد. سلام یه خانم از تهران یا اطراف تهران هست خیلی حالم خرابه من نیاز به یه همدم دارم هم باهم عشق و حال کنیم هم لذت ببریم از زندگی من خیلی خونگرمم خوش اخلاقم مهربونم خوش تیپ و ورزشکار فوق لیسانس آی تی و وضع مالیم هم بد نیست فقط نیاز به یه خانم مهربون و خونگرم دارم که مثه خودم مهربون باشه و همه جوره همو ارضا کنیم ممنون میشم بهم پیام بدید yasteh سپاسگزارم. در ضمن پدر نرگس و نسترن فوت کرده بود. رقصیدیم و کونش میمالید به کیرم منم.

Nächster

من و نسترن خانومم فقط هم خونه ایم شیک و مجلسی

فیلم سکسی نسترن

تا یکبار، واسه اینکه من تنها نباشم نرگس را با خودشون آوردن. خلاصه رابطه من و نرگس روز به روز صمیمی تر میشد. دیگه از اون مقاومت اولیه خبری نبود. بله مهرداد و نسترن هم مشغول شده بودن. قرارمون این بود شب واسه خواب 2شب ما تو پذیرایی بخوابیم 2شب اونا. مهربونیم رفتم پیشش با رمانتیک بازی هم. دستمال را بطرفش گرفتم با لبخندی که حاکی از تشکر بود دستمال را ازم گرفت.

Nächster

سکس اول با نسترن

فیلم سکسی نسترن

قضیه ای که براتون تعریف میکنم برمیگرده به 2 سال قبل از ازدواجم. ولی مهرداد با نسترن ازدواج کرد. خلاصه نرگس هم صورتشو برگردند سمت من و استارت عشقبازی زده شد. بده منم گهگاهی این وسط میبوسیدمش و رفتیم توی اشپزخونه دیدم ماکارونی درست کرده من متنفرم گفتم قورمه سبزی چی شد پس عزیزم که گفت سرکار بودم و وقت میبرد حوصله نداشتم گفتم فدا سرت اومدیم توی پذیرایی و من هول بازی در نمیاوردم خودش هی میومد روی پام مینشست و صورتش یا لبش میاورد جلو که ببوسم و… باز گپ زدیم که دیگه من دیدم هی میاد و میشینه رو پام. این نسترن خانم خواهری داشت بنام نرگس که با اینکه یکسال کوچکتر از خواهرش بود ولی خیلی سکسی تر و شهوتی تر بود. دارم سکس میکنم منم تحریک شدم بدجور یه ساعت باهاش سکس چت کردم برای فردا بعد از ظهر باهاش قرار خونشون رو گذاشتم که تنها بود تو خونه. ارومش کنم هم باز راضیش کنم قبل خواب بکنمش موزیک گذاشت رقصیدیم و شلوار راحتی پوشیده بود اینبار و تیشرت نه به اون تیپ سکسی اولش نه به حالا حسابی ریده بودم بهش با ریتم.

Nächster

فیلم سکس گروهی گاییدن سوراخ کون تنگ و خوشگل نسترن خانوم

فیلم سکسی نسترن

با دیدن این صحنه خیلی بیشتر تحریک شدم. با اینکه تخت نسبتا بزرگ بود ولی 4تایی خوابیدن تو اون هوای شرجی باعث شد که حسابی گرممون بشه با وجود نسیم نسبتا خنکی که از پنجره میومد تو ولی شدت گرما بیش از حد بود و ما رو مجبور کرد که یواش یواش طوری که فکر میکردیم بقیه نمیفهمند لباسامون را در بیاریم. تو همون وضعیت لبه تخت بلند شدم کیرمو که مثل سنگ سفت بود گذاشتم دم کوسش و فشار دادم تو خیس خیس بود. صبح زود دوتا دوتا دوش گرفتیم و آماده برگشتن به شهر خودمون شدیم. من یکشنبه ها میرفتم قشم چون دوشنبه تا پنجشنبه کلاس داشتم ولی اونروز شنبه باید میرفتم دیگه خلاصه کل روز شنبه رو با حاج خانم صحبت همش میگفت رضا تیپ میزنیا رضا اومدی اینجا تیپ منو دیدی غش نکنیا فهمیدم که بلاخره دارم میرسم به سکسی که انتظارش میکشیدم. پشیمون بودم زدم بلاکش کردم و یه مدت سعی میکردم باهاش چشم تو چشم نشم.

Nächster

سکس با همکارم نسترن

فیلم سکسی نسترن

یه اسپاسم کوچیک اومد سراغش ولی بخاطر تحریک شدن زیاد و شرجی بودن هوا خیلی زود رفع شد و من نرم نرمک شروع کردم به تلمبه زدن اونقدر آروم و با لذت تلمبه میزدم که متوجه مهرداد و نسترن را که محو تماشای ما بودند نشدم. خلاصه یه کادو گرفتم و رفتم خونش. . منم حال نداشتم یکم بد صحبت میکردم که زود بیخیال بشه بره اونم ول کن نبود تو اون عالم مستی گفتم یه چیزی بهش میگم کلا دیگه نیاد تلگرام. اینم بگم خانم بد دهنی بود فحش زیاد تو دهنش میچرخید مث پسرا اینارو تقریبا کنترل کردم با ادبیات خودمخلاصه خوابیدیم و چراغ خواب روشن کرد شروع کردم بع خوردن باز تا رسیدم به کصش اولینبار بود کص از نزدیک. افتادم رو تخت نسترن رفت دوش ریزی گرفت و اومد سیگار روشن کرد و گفت سیگار بعد سکس میچسبه. اما من توی عادی جلوه دادن استادم وانمود کردم اصلا هیجان زده نشدم اینجوری خانما بیشتر حرصشون میگیره و میخوان خودشون بهت ثابت کنن باورم نمیشد توی 48ساعت اینقد جلو رفته باشم دست دادم و روبوسی کرد باهام نشستم رو مبل فضای خونه اوکی خونه نقلی دوخواب ولی شیکی داشت.

Nächster

ماساژ

فیلم سکسی نسترن

شروع کردم به ماساژ دادن و از سرشونه هاش شروع کردم دستاش رو بردم بالا و قلنجش رو شکوندم کلی مالش دادم گردن ، از پشت دست میکردم تو سینش و ماساژ میدادم ، گفتم لیلا میخوام بهت تجاوز کنم ، یکدفعه نشست گفت چی گفتم میخوام سکس کنم باهات ، گفت راجب من چی فکر کردی من نهایت در همین حد میتونم رابطه برقرار کنم ، به هر حال من دخترم ، منم گفتم باشه تو راجب من چی فکر کردی الان درسته قرار دومه اما فکر کردی ولت میکنم گفت آره ، پسرا همینن ، گفتم لیلا روزمونو خراب نکن ، اگر نمیخوای باشه ، گفت میدونم سرم کلاه میره و میدونم به پسرا نمیشه اعتماد کرد اما الان به جایی رسیدم منم میخوام، گفتم چشم عزیزم ، بلندش کردم و لباساشو دراوردم گفتم لیلا نه تنها قیافه خوبی داری بلکه بدن خوبی هم داری ، گفت جدی ؟ گفتم اره باسن بزرگ ، کمر باریک ، سینه بزرگ ، رونهای پا متوسط ، لبهای برجسته ، رفتم گرفتم تو بغلم گفتم خدا این چه نعمتیه دادی ممنونم ، اونم نیش خند میزد ، نشستم زمین و اون وایساده بود شرتش رو دراوردم زبونم رو گذاشتم رو کوسش و شروع کردم به میک زدن همزمان داشتم سینه هاشو فشار میدادم اونم داشت با غرور تو چشام نگاه میکرد و از اینکه کوسش تو دهن یکی دیگست لذت میبرد ، گفتم برگرد ، و شروع به لیسیدن کون و ناحیه مقعد لیلا کردم ، لیلا دیگه تو این دنیا نبود چنان آهی از سر لذت میکشید که من تذکر دادم گفتم لیلا آروم تر ، گفت من برم دستشویی بیام رفت و چند دقیقه بعد اومد ، گفت بخواب ، منم خوابیدم تو چشاش داشتم نگاه میکردم که اومد نشست رو کیرم یکم تف زد به سر کیرم و آروم اروم فشار داد تو ، البته این پروسه خیلی کشید تا ته بره اما با هزاران ترفند کیرمو جا داد ، یکدفعه دیدم کیرمو کرده تو کونش و منم عاشق کون بودم ، چرا که دختر بود و میترسید از کوس بده ، یکم که بالا پایین کرد خسته شد و من گفتم تو حالت، داگ استایل شو بعد من بلند شدم سر کیرمو فرو کردم تو از پشت سینه هاشو فشار میدادم ، گردن رو ماساژ میدادم و همزمان از کون میکردمش چند دقیقه بعد گفت اگر آبت اومد خالی کن توم ، گفتم باشه ، منم تلمبه زدن رو بیشتر کردم و کیرمو تا فی خالدون کردم تو لیلا تا آبم خالی شه ، ایندفعه چقدر آب از من داشت خالی میشد ، بعد کشیدم بیرون ، یکم با هم خوراکی خریده بودم خوردیم و رفتم رسوندمش و برگشتم تهران ، از اینور تو تهران سر یه مسئله مالی منو دادگاهی کردن و متاسفانه حالم خوب نبود سر این موضوع ، لیلا زنگ میزد یکم با ناراحتی جواب میدادم و دیدم دو سه روزی زنگ نمیزنه گفتم زنگ بزنم ، زنگ زدم ، لیلا جواب داد ، چه عجب گفتم چرا زنگ نمیزنی گفتم باو مشکل دارم گفت برو دیدی گفتم نمیشه بهتون اعتماد کرد گفتم ، عزیزم اشتباه برداشت میکنی ، هیچی گوشیرو قطع کرد و زنگ نزد چند روزی خبری ازش نبود و منم به همین دلیل مالی سراغی نمیگرفتم و گفتم بزار با شیرینی و گل میرم پیشش ، یروز خالش زنگ زد به من و هر چی بد و بی راه بود گفت بهم ، و نزاشت صحبت کنم ، گفت خوب شد لیلا رو راهی بیمارستان کردی؟ گفتم چی؟ گفت به خاطر تو این بلاها سرش اومد ، من سر ظهر کارو ول کردم رفتم شمال ، رسیدم بیمارستان خالش تا منو دید جلوی شوهرش یه سیلی زد تو گوشم ، گفت پس تو سر دختر خواهرم کلاه گذاشتی و ازش سواستفاده کردی؟ گفتم نه والا بزارید توضیح میدم رفتم دیدم لیلا رفته کما اما چرا؟ کلی گریه کردم و خالش دید منم حالم دست کم از اون نداره اومد گفت یه مدتی قرص مصرف میکرد و ما متوجه رفتارهای غیر طبیعی اون شده بودیم اما بعد از اینکه ظاهرا از یه خیابون میخواسته رد بشه یه ماشینی میزنه بهش و فرار میکنه ، ظاهرا لیلا از قصد خودشو زده بوده به ماشین چون کسبه ها که اونجا بودن اینو میگفتن با پیگیری از گوشیش بلاخره شماره و اسمس هایی که به تو داده ما متوجه رابطه تو شدیم ، منم هیچی به درد خودم داشتم میسوختم ، لیلام رفته بود تو کما ، من اومدم تهران و یکی از مشتریامون که پزشک بود رو پیدا کردم ، گفت برو بیارش تهران تو بیمارستان ما منم رفتم شمال با صحبت با خالش و مادرش و خواهرش لیلا رو اوردم تهران ، خانواده لیلا دیگه به من عادت کرده بودن ، از اینکه دخترشون تو این وضعیت بود و من ولش نکرده بودم فهمیده بودن رابطه من جدی هست و از این کار من خوششون اومده بود اما مادرش میگفت پسرم وقتی مهمونا میان ملاقات خودتو نشون نده ما آبرو داریم منم گفتم چشم ، رفتیم لیلارو بستری کردیم تهران و منم سرکار میرفتم ، خدا خواست یه پروژه بزرگی بهم خورد که حدود 200 میلیون تومن سال 86 داشت که به مدت دو سال میکشید پایانش ، منم هر روز میرفتم و خودم هم کمی خرج میکردم برای بیمارستان لیلا تا به هوش بیاد ، هر روز میرفتم بیمارستان دیگه فهمیده بودم اون عشق اول و اخرمه ، واقعا خاطرات با اون بودن شده بود رویا ، نزدیک 5 سال گذشت و لیلا هنوز تو کما بود این خیلی سخته خیلی امیدوارم گرفتار نشید 5 سال بدون لیلا گذشت ،از اینکه از دستش بدم میترسیدم ، تا اینکه مادرش گفت لیلا به هوش اومد منم با موتور رفتم تا بیمارستان، چشای معصومشو باز کرده بود تا منو جلوی خانوادش دید شوکه شده بود ، رفتم و پیشونیش رو بوس کردم گفتم چطوری عزیزم ، دیدم با سر تکون میده خوبم ، اومدم بیرون گریه کردم ، انقدر لاغر شده بود ، موهاش تمام کچل ، صورتش چروک، حدود یک ماه بعد از بخش مراقبتهای ویژه اومد تو بخش و بعد از سه هفته مرخصش کردن من اخرین بار که لیلارو دیده بودم سال 86 بود و الان سال 91 رفتم جلوی در خونش زنگ زدم بیا پایین ، اومد پایین و گفتم میخوام ببرمت یه جای دور گفت کجا علی گفتم دور دورا ، نشستیم بردمش شمال جنگل ابر ، چشاش به اون کلبه افتاد و با تعجب پرسید هنوز اینجارو بلدی بیای ؟ گفتم هر هفته میومدم اینجا و تنها گریه میکردم و جاتو خالی میکردم ، رفتیم تو کلبه ، گفتم لیلا به یاد قدیم میخوام ماساژت بدم گفت مرسی عزیزم و وایساد شلوارش رو اینارو دراوردم چرا که این کلبه ها دیگه اجاره ای شده بود و کسی جرات نداشت بیاد تو و درو پیکر درست کرده بودن ، منم شروع کردم لخت کردن لیلا و از پشت دیدم چقدر لاغر و پژمرده شده ، اون سینه های سفت ، باسن خوش فرم و بزرگ شده بودن یک زره ، یکم اشک ریختم ، لیلا هم دید من دارم اشک میریزم گفت عزیزم مهم اینه با همیم ، شروع کردیم سکس کردن و ایندفعه لیلا کوسش رو گذاشت رو کیرم و پردش رو زد من پشمام ریخت و شروع کردم به تلمبه زدن از وجود همدیگه لذت میبردیم تا اینکه هر دو ما ارضا شدیم ، من رفتم و از کیفم یک هدیه براش اوردم که عشقمون رو جاودانه کنم. با هزار بدبختی یک کارت عروسی جور کردیم و بهانه اومدن نسترن و نرگس را فراهم کردیم. یه سالی طول کشید از سرش بپره همه جا میومد پیام میداد،اینستا ، واتساپ. یه دفعه زدم به سیم آخر گفتم میخوام لامپتو روشن کنم گفت یعنی چی گفتم فیلم ممل آمریکایی رو ندیدی گفت نه گفتم برو ببین، خلاصه اون شب گذشت و فردا شب تلگرام رو باز کردم دیدم نوشت من از خدامه گفتم چی از خداته گفت که لامپمو روشن کنی. خلاصه ما دهن کصیمون نشستیم همینجور شام خوردیم بعدشم خانم شروع کرد به صحبت راجب زندگیش و گریه زاری و… منم ادم. به نظر من تو سکس هر2طرف باید مشتاق باشن ولی دختر یکم ناز داره و پسر هم باید نازشو بکشه.

Nächster